عن موسى بن جعفر(علیه السلام) قال: و لا تأخذوا من تربتى شیئا لتبرکوا به فأن کل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا. حضرت امام کاظم(ع) در ضمن حدیثى که از رحلت خویش خبرى مى ‏دادند فرمودند: چیزى از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید چراکه خودرن هر خاکى جز تربت جدم حسین(ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت کربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است. منبع: کتاب جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص533

  • 25
  • 3500
  • 23970
  • 96717
  • بازدید روز :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کل :
دروس

درس تفسیر قرآن 91/02/13
مدرسه آیت الله خویی مشهد

چهار شنبه 13 اردیبهشت 1391
     الحمد لله رب العالمين خير الصلوة و السلام علي خير خلقه حبيب اله العالم ابي القاسم محمد ص و علي آله آل الله و لعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله من الآن الي يوم لقاء الله.
 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
 إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَم‏ [1]
 معنای تجلی حضرت حقمسائلی در ارتباط با آیات توحیدی قرآن کریم بیان شد بحث اخیری که مورد برسی قرار گرفت مساله تجلی بود که در قرآن کریم به خداوند متعال نسبت داده شده چنانچه در سوره مبارکه اعراف در ارتباط با جریان حضرت موسی علیه السلام چنین آمده است که :"فَلَمّارَبّه للْجَبَل جَعَلَه دکًّاًوخَرَّموسی صعقا"معانی تجلی:گفته شد برای تجلی در استعمالات معانی مختلفی وجود دارد.1- به معنای ظهور بعد از خفاء2-به معنای ظهور علت به وسیله معلول3-به معنای تطور و تشعّب4-به معنای ظهور عظمت حق به آیاتی ازآیات حق5-تجلی به معنای شدت معرفت فطری بحث به اینجا منتهی شد که در ارتباط با این آیه شریفه"فَلَمّاتَجلّیَ ربّه للْجَبَل [2] " آنچه از مدارک استفاده می شود این است که تجلی در این آیه به معنای چهارم یعنی ظهور عظمت حضرت حق بوسیله آیاتش می باشد
 معنای تجلی دراحادیث:در موارد مختلفی که دراحادیث،همین کلمه تجلی آمده است به یکی از دو معنایی است که گفتیم در مورد حضرت حق صیحیح می باشد که عبارت بود از ظهور عظمت حضرت حق بوسیله آیاتش و به معنای شدت ظهور در معرفت فطری که نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است که وقتی وحی بر حضرتش نازل می شد حالتی به حضرت دست می داد گویا که بین او و حضرت حق چیز دیگری نبوده است یعنی واسطه ای جبرئیل یا ملک دیگری- نبوده است.
 و اما احادیث:1- تَبَايَنَتْ فَأَعْرَبَتْ عَنْ مُبَايِنِهَا بِهَا تَجَلَّى صَانِعُهَا لِلْعُقُول‏ [3]
 ذات مقدس حضرت حق اشیاء را متفرق ساخته و این تفرقه اشیاء دلیل بر مفرق و تفرقه دهنده است، گوناگونی اشیاء نشانگر این است که فاعل مختاری آنها را ایجاد کرده است و بوسیله این اشیاء خداوند متعال برای عقول تجلی پیدا کرده است ،یعنی عقول برای اثبات حضرت حق به این اشیاء با توجه به جهات مختلفی که در این اشیاء قرار دارد، استدلال می کنند.2- فَوْقَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلَا وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ دَنَا فَتَجَلَّى لِخَلْقِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونَ يُرَى ٰ [4]
 حضرت حق برای خلق تجلی کرده است ولی نه به این معنا که خلق با بصر او را رویت کرده اند بلکه همانگونه که در روایات دیگر آمده است:«فتَجَلّیٰ لخَلْقِه بخَلْقِه»به خود خلق، یعنی به آیاتش برای عقول تجلی کرده است.3- ِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ص جُعِلْتُ فِدَاكَ الْغَشْيَةُ الَّتِي كَانَتْ تُصِيبُ رَسُولَ اللَّهِ ص إِذَا أنَزَلَ عَلَيْهِ الْوَحْيُ فَقَالَ ذَلِكَ إِذَا لَمْ يَكُنْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَحَدٌ ذَاكَ إِذَا تَجَلَّى اللَّهُ لَهُ قَالَ ثُمَّ قَالَ تِلْكَ النُّبُوَّةُ يَا زُرَارَةُ وَ أَقْبَلَ يَتَخَشَّعُ(فی بعض النسخ«بتخشع») [5]
 راوی به امام صادق علیه السلام عرضه می کند جعلت فداک،آن غشیه و حالت خاصی که به پیغمبر اکرم هنگام وحی دست می داد، چه بوده؟(ظهور این حالت به گونه ای بوده است که آثار سنگینی این حالت را کسانی که در کنار حضرت بودند احساس می کردند).
 حضرت فرمودند:آن غشیه وقتی رخ می داد که جبرئیلی درکار نبود،ملکی واسطه نبود،بین خدا و پیامبر اکرم احدی قرار نداشت و از این ارتباط قوی و بدون واسطه تعبیر به تجلی شده است.معنای غشیه
 در توضیح"غشیه"مرحوم قاضی سعید قمی فرموده اند:
 1-گاهی غشیه در ارتباط با وضع طبیعی بدن کسی رخ می دهد.
 2-گاهی در ارتباط با یک بارقه ملکوتی است که برای فرد رخ می دهد و حالت غشیه برای فرد بوجود می آید که گاهی نیز از این حالت تعبیر به تجلی الهی می شود.
 در هر حال در آن حالت از همه مُدرکات غفلت می شود و آنچه که در آن حالت مطرح است همان شدت معرفت نسبت به ذات مقدس حضرت حق است،که از این حالت گاهی تعبیر به فنای حکمی می شود که مانعی هم ندارد.
 به عبارت دیگر آنچنان این عبد در ارتباط با حضرت حق قرار می گیرد که همه وسائط محو می شود و شدت معرفت به گونه ای است که لایوصَف است همان معرفت فطری ضعیفی که برای افراد رخ می دهد و در بسیاری از موارد هم این معرفت ممکن است مستور شود ولی همین معرفت برای بعضی به گونه ای رخ می دهد که قابل وصف نیست و در آن حالت است که فانی فی الله می شود به معنای فنای حکمی به صورتی که عرض شد،یعنی غیر حضرت حق چیز دیگری در این بین مطرح نیست در عین اینکه رویت به بصر هم مطرح نیست و از این حالت غشیه کذایی در این روایت تعبیر به تجلی شده است و این حالت و ارتباط قوی حالت خاصی است که بین خداوند متعال و پیامبر گرامی می باشد و در حالت وحی، رخ می دهد و کیفیت آن هم برای ما مشخص نیست.
  و در ادامه نقل روایت حضرت فرمودند:"و اقبل یتخشع" یعنی امام صادق علیه السلام این مطالب را با خضوع و خشوع بیان کردند و ممکن است مراد از «اقبل» صیغه امر باشد. یعنی حضرت به زراره امر کردند که تو هم باید این مطلب را با خضوع خشوع بپذیری.4- انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَأَبْدَى اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ بَعْضَ آيَاتِهِ وَ تَجَلَّى رَبُّنَا تَبَارَكَ لِلْجَبَلِ فَتَقَطَّعَ الْجَبَلُ فَصَارَ رَمِيماً وَ خَرَّ مُوسى‏ صَعِقا [6]
 در ارتباط با آیه شریفه « انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي» در این روایت تصریح شده است که مراد از تجلی در این آیه تجلی به بعضی از آیات حضرت حق می باشد.
 خلاصه بحث
 نتیجه اینکه با توجه به مدارک وحیانی و احادیثی که نقل شد هر جا که کلمه تجلی در آیات یا روایات بکار رفته است به معنای ظهور بعد از خفاء یا تطور و تشعب و تنزل و ترشح حضرت حق یا رویت به بصر نیست بلکه به یکی از دو معنایی است که گفتیم در مورد حضرت حق صحیح می باشد یا به معنای ظهور عظمت حضرت حق بوسیله آیاتش می باشد و یا به معنای شدت ظهور معرفت فطری به مقدار ظرفیت افراد می باشد.

[1] - اسراء آیه 9
[2] سوره اعراف آیه 143
[3] توحید صدوق باب التوحید و نفی التشبیه ص 38 ح 2
[4] همان ص 45 ح 4
[5] همان ص 115باب 8 باب ما جاء في الرؤية ح 15
[6] همان باب 36 باب الرد على الثنوية و الزنادقة ح 4 ص 263