عن الرضا(ع): يا دعبل! ارث الحسين(ع) فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حيا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت. امام رضا(ع) فرمودند: اى دعبل! براى حسين بن على(ع) مرثيه بگو، تو تا زنده ‏اى، ياور و ستايشگر مايى، تا مى‏توانى، از يارى ما كوتاهى مكن. (جامع احاديث الشيعه،ج 12، ص567)

  • 39
  • 2219
  • 40028
  • 112775
  • بازدید روز :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کل :
دروس

درس تفسیر قرآن 91/01/23
مدرسه آیت الله خویی مشهد

چهار شنبه 23 فروردین 1391
     الحمد لله رب العالمين خير الصلوة و السلام علي خير خلقه حبيب اله العالم ابي القاسم محمد ص و علي آله آل الله و لعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله من الآن الي يوم لقاء الله.
 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
 إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَم‏ [1]
 بحث در آیات توحیدی قرآن کریم بود و تا کنون از فهرستی که در ابتدای بحث بیان شد مجموعه از آن مورد برسی قرار گرفت.
 تجلی حضرت حق
 بحثی که در این جلسه مطرح می شود بحث تجلی است که در بعضی از آیات در مورد خداوند این بحث مطرح شده است و به خداوند متعال نسبت داده شده است.
 تجلی در آیات قرآن
 آیه ای که در این زمینه محل بحث است آیه ای است که در سوره اعراف وجود دارد.
 وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِميقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِني‏ أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَراني‏ وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَراني‏ فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى‏ صَعِقا [2]
 در جریان حضرت موسی وقتی که قومش از او درخواست کردند که از خداوند متعال بخواه که او را ببینی و حضرت موسی هم با اصرار قومش این در خواست را از خداوند متعال کرد و خداوند متعال فرمود لن ترانی در ضمن این جریان به حضرت موسی گفته شد تجلی برای جبل خواهد شد اگر این جبل در جای خود مستقر ماند و متلاشی نشد مرا خواهی دید اما اگر این کوه از هم متلاشی شد مشخص می شود که چین چیزی ممکن نیست وقتی که خداوند برای کوه و بر کوه تجلی کرد، کوه متلاشی شد و حضرت موسی هم بیهوش شدند.
 آیات دیگری نیز بحث تجلی در آنها مطرح شده است اگر چه در مورد خداوند متعال نیست ولی برسی آنها می تواند در تبیین معنای تجلی موثر باشد.
 يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاَّ هُو [3]
 وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها [4]
 تجلی در روایات
 این تعبیر در روایات متعدی نیز وجود دارد.
 الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّي لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ، الظَّاهِرِ لِقُلُوبِهِمْ بِحُجَّتِه‏ [5]
 فَتَجَلَّى لِخَلْقِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونَ يُرَى [6] ‏
 لقد تجلی الله فی کتابه [7]
 وَ بِمَجْدِكَ الَّذِي تَجَلَّيْتَ بِهِ لِمُوسَى كَلِيمِكَ فِي طُورِ سَيْنَاء [8]
 لَمْ تُحِطْ بِهِ الْأَوْهَامُ بَلْ تَجَلَّى لَهَا بِهَا وَ بِهَا امْتَنَعَ مِنْهَا وَ إِلَيْهَا حَاكَمَهَا
 لَمْ تُحِطْ بِهِ الْأَوْهَامُ بَلْ تَجَلَّى لَهَا بِهَا وَ بِهَا امْتَنَعَ مِنْهَا وَ إِلَيْهَا حَاكَمَهَا [9]
 
 ترجمه و توضیح این روایت
 اوهام- که مراد از آن قوای مدرکه انسان می باشد نه خصوص قوه وهم که مدرک جزئیات می باشد بلکه وهم در این جا شامل عقل هم که مدرک کلیات است نیز می باشد-احاطه ای بر خداوند متعال ندارد بلکه خداوند متعال بوسیله خود این اوهام برای عقول تجلی کرده است و با خود قوه وهم و عقل اثبات می شود که محال است خداوند متعال معقول واقع شود و حاکم بر اینکه خداوند متعال برای عقول تجلی کرده است و این که محاط برای عقول واقع نمی شود خود عقل انسان می باشد و عقل نیز خود چنین حکم می کند.
 معنای تجلی:
 لغة: از نظر لغوی معنای تجلی همان ظهور می باشد تجلی- ای ظهر و تجلی - پذیرفتن ظهور یا خود ظهور می باشد و در بعضی از آیاتی که خوانده شد به همین معنا بگار رفته است مانند وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها یعنی سوگند به روز که خورشید را ظاهر ساخته است و مانند إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاَّ هُو یعنی زمان قیامت را خداوند برای کسی ظاهر نمی کند و علمش فقط نزد اوست.
 استعمالات کلمه تجلی
گاهی تجلی به معنای ظهور بعد الخفاء بکار می رود تجلی الشمس یعنی خورشید نبود بعد آشکار شد.
گاهی تجلی گفته می شود و مراد مرتبه نازله علت می باشد آن معلولی که مرتبه نازله معلوم محسوب می شود مانند موارد زیادی از علتهای طبیعی، حرارت مرتبه نازله آتش می باشد، نور خورشید مرتبه نازله خورشید می باشد . معلول که مرتبه نازله علت است علت را ظاهر ساخت است و تجلی دهنده علت خود می باشد.
گاهی تجلی گفته می شود و معنایش تطور یک شیء است یک شی به اشکال مختلفی متطور می شود و به حالتهای مختلف آن تجلی گفته می شود مانند آب که به حالت بخار و یخ در می آید یا آب دریا وقتی که به شکل موج در می آید.
گاهی هم تجلی در مواردی به معنای فاعلی که با فعل خودش، عظمتش را نشان می دهد استعمال می شود همچنانچه خداوند متعال در قرآن می فرماید: إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْباب‏ آل عمران آیه 190 همه این مخلوقات جلوه خداوند و متعال و نشان دهنده عظمت او می باشند.
در مواردی هم تجلی به معنای شدت ظهور شیئی بر نفس انسان بدون اینکه تطوری و صورتی در کار باشد استعمال می شود که در ارتباط با فطری بودن خداوند متعال چنین ادعای می شود که درک قلبی و یافت خداوند متعال، تجلی ظهور اوست
 برسی معنای تجلی در آیه فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ
 در ارتباط با آیه شریفه به نظر می رسد تجلی به معنای ظهور بعد خفاء تناسبی با آیه ندارد به این معنی که خداوند متعال خفی علی الجبل و ظهر علی الجبل لازمه این معنی تشبیهاتی است که خداوند متعال منزه از اینگونه تشبیهات می باشد.
 کما اینکه معنای دوم که معلول علت نازله علت می باشد و علت بوسیله معلولش تجلی می کند مانند نور خورشید به نسبه با خود خورشید نیز در مورد خداوند متعال متناسب نیست.
 و همچنین معنای سوم هم صحیح نیست زیرا در این تجلی تطوری در کار نیست.
 و اما معنای چهارم که تجلی یعنی اینکه شیئی عظمت خودش را بوسیله فعلش آشکار ساخته است متناسب به این آیه شریفه می باشد چنانچه در روایات هم داریم که خداوند متعال به نوری از انوار کروبیین تجلی کرده است تجلی للجبل یعنی خداوند متعال در آیتی از آیاتش بر کوه تجلی کرده است و کوه طاقت و تحمل تابش این نور را نداشته است.
 اما معنای پنجم که به معنای شدت ظهور شیئی برای انسان باشد نیز با این آیه که موضوع آن جبل می باشد نه انسان، طبعا تناسبی ندارد
 نتیجه اینکه یک معنا متناسب به آیه شریفه است و بقیه معانی تناسبی با آیه مذکور ندارند.

[1] - اسراء آیه 9
[2] - اعراف آیه 143
[3] همان آیه 187
[4] شمس آیه 3
[5] بحارالأنوار ج : 34 ص : 240
[6] -بحارالأنوار ج : 4 ص : 287
[7] نهج البلاغه خطبه 147
[8] مفاتیح الجنان دعای سمات - بحارالأنوار ج : 87 ص : 96
[9] بحارالأنوار ج : 4 ص : 261